تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
نویسنده : chibayadbekham

وسواس شستشو و نظافت خانه بیشتر از آن‌ چیزی که فکر کنیم، زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. گاهی وسواس ما در تمیزکاری خانه به جایی می‌رسد که حتی کیفیت کار یک نظافتچی حرفه‌ای را نیز قبول نداریم و اصرار داریم که حتما خودمان نظافت خانه را به دقت و با وسواس زیاد انجام دهیم.

وسواس شستشو به راحتی می‌تواند روی سلامت جسم و روح و همچنین کیفیت زندگیمان تاثیر منفی بگذارد. اگر شما هم فکر می‌کنید بیش از اندازه درگیر نظافت و شستشوی خانه شده‌اید، خواندن یک تجربه واقعی درباره درمان وسواس شستشو حتما راهگشا خواهد بود. «شرلی» خانم خانه‌دار میانسالی است که از وسواس شستشو به ستوه آمده است. آن‌چه امروز می‌خوانید خلاصه روند درمان وسواس شرلی توسط دکتر مارک تایرل است.

 

وسواس شستشو هدایت زندگی شما را به‌عهده می‌گیرد!

در اولین ملاقاتم با شرلی متوجه شدم که او کاملا خسته و بی‌رمق است. مشخص بود هاله سیاه‌رنگ زیر چشم‌هایش در مرور زمان و در اثر خستگی ایجاد شده است. شرلی به من گفت هر روز خانه را می‌شوید، تِی می‌کشد، دستمال می‌کشد، گردگیری می‌کند، تمیز می‌کند، جارو می‌زند و دوباره تمام این کارها را از اول انجام می‌دهد. تمام اهداف و برنامه‌های زندگی‌اش به حاشیه رفته و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، تمیزی خانه است. تمیزی و نظافتی که همیشه دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

ایجاد تعادل در تمام قسمت‌های زندگی، یکی از مهم‌ترین اصولی است که باید رعایت شود. اصرار و تلاش بیش از حد برای داشتن خانه‌ای کاملا تمیز و استریل تنها به آرامش ذهنی ما، روابط ما و سلامتی ما آسیب می‌زند. اما چرا یک نفر باید اصرار کند خانه‌ای تمیز و عاری از آلودگی داشته باشد؟ شاید ماجرا به کودکی او برمی‌گردد!

 

در مورد وسواس شستشو در شرلی، ماجرا به کودکی او مربوط بود. والدین شرلی او را متقاعد کرده بودند که تمام افراد موفق، خانه و زندگی تمیز و مرتبی دارند. همچنین با تاکید بر باورهای اعتقادی او سعی داشتند به او تلقین کنند که خداوند نیز دوستدار افراد پاکیزه و تمیز است.

فکر می‌کنید در مورد چنین فردی، روند درمان را باید چگونه شروع کرد؟

درمان وسواس را با مدیتیشن شروع کنید

درگیری‌های ذهنی و استرس‌های روزانه یکی از دلایلی است که سراغ تمیزکاری خانه می‌رویم. درواقع سعی می‌کنیم با نظافت خانه و خسته کردن خودمان، به نوعی دغدغه‌هایمان را هم فراموش کنیم. مشکل از جایی شروع می‌شود که تصمیم می‌گیریم نظافت خانه را تا جایی ادامه دهیم که از خستگی بیهوش شویم! با این‌کار به نوعی خودمان را فریب می‌دهیم تا از شدت خستگی نتوانیم به مسائل دیگر فکر کنیم. البته این تصمیم را به صورت ناخودآگاه در ذهنمان می‌گیریم. به همین دلیل است که اغلب افراد وسواسی با اضطراب دست به گریبان هستند.

در مورد شرلی نیز تقریبا چنین موضوعی صدق می‌کرد. هدف او از نظافت خانه رسیدن به مطلوبیتی بود که هیچ‌گاه به دست نمی‌آمد و هر چه بیشتر نظافت خانه را ادامه می‌داد، بیشتر دچار استرس می‌شد. او در تمام هشت ساعتی که در خانه تا زمان برگشت همسرش تنها بود، به نظافت خانه می‌پرداخت و بارها نظافت را در طول روز تکرار می‌کرد.

در اولین جلسه ملاقاتم با شرلی به او نگفتم که باید تعداد ساعات نظافت خانه را به تدریج کم کند، بلکه به او یاد دادم راه‌های آسان‌تری هم برای رسیدن به آرامش وجود دارد. یک سی‌دی موسیقی به او معرفی کردم که حاوی موسیقی آرامش‌بخش و بی‌کلام مخصوص مدیتیشن بود. به او گفتم هر روز صبح قبل از آن‌که نظافت خانه را شروع کند، به این سی‌دی گوش کند. و نتیجه فوق‌العاده بود!

در جلسه بعدی شرلی به من گفت صبح‌ها آرامش بیشتری دارد. هنوز نظافت خانه برای او اهمیت دارد ولی از شدت استرس و وسواس او برای نظافت کامل خانه کم شده است.

وسواس نظافت خانه

روتین نظافت خانه را تغییر دهید

ترک وسواس شستشو تا حدی شبیه به ترک اعتیاد است. باید به تدریج و به آهستگی انجام شود. این تغییر در شرلی با گوش دادن به موسیقی شروع شد و در مرحله بعدی با تغییر روتین نظافت ادامه یافت.
در جلسات بعدی از او خواستم نظافت را بیست دقیقه دیرتر از همیشه شروع کند. اما در همان ساعت همیشگی کار را تمام کند. همچنین به او گفتم تلاش کند بعضی کارها را از عمد جا بیندازد یا انجام ندهد و به نوعی کار امروز را به فردا موکول کند. چیزی شبیه به موکول کارها به همان شنبه‌ای که هیچ‌وقت از راه نمی‌رسد!

در گفت‌و‌گوهای بعدیمان متوجه شدم وقتی از موکول کردن کارها به آینده حرف می‌زد، لبخندی شیطنت‌آمیز روی لب‌هایش نقش می‌بست. درست مانند شاگردی که از زیر نوشتن مشق‌هایش در رفته و معلم نیز متوجه نشده است.

یک قدم به عقب بروید و دوباره به زندگیتان نگاه کنید

وسواس شستشو ممکن است تنها یک علامت باشد. علامتی که نشان‌دهنده اضطراب‌های فراگیر یا گسترده شماست. با شرلی در مورد همسرش و ازدواجشان پرسیدم. از حرف‌هایش متوجه شدم ارتباط کلامی خوبی با هم ندارند. همسرش به قدر کافی از او قدردانی نمی‌کرد و یا با هم معاشرت زیادی نداشتند. این موضوع باعث شده بود شرلی با نظافت و تمیزکاری خانه سعی کند رضایت همسرش را فراهم کند تا از شرلی قدردانی کند و به این طریق محبت همسرش را جلب کند.

با شرلی صحبت کردم و از او خواستم زمان بیشتری را با همسرش بگذارند. نیازهایش را با او درمیان بگذارد و در مورد مسائل مختلف خانه از او نظرخواهی کند. به تدریج روابط میان شرلی و همسرش بهبود یافت و هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم زمانی که شرلی با خوش‌حالی با من تماس گرفت تا بگوید قرار است به پیشنهاد همسرش، برای شام امشب به یک رستوران لوکس بروند.

اگر فکر می‌کنید دلیل رفتارهای وسواس‌گونه شما نه به خاطر تمیز شدن خانه بلکه به خاطر سرپوش گذاشتن روی مسائل دیگری است، بهتر است یک قدم عقب‌تر بروید و دوباره به همه‌چیز نگاه کنید و سعی کنید مشکلات را حاایایبا

 

آیا از آلودگی می‌ترسید؟

گاهی اوقات ترس از آلودگی است که ما را دچار وسواس شستشو می‌کند. اما به هر حال همان‌طور که می‌دانیم هرچقدر خانه را تمیز کنیم، جارو بزنیم و برق بیندازیم باز هم آلودگی‌ها در جایی از خانه وجود دارند. آلودگی‌هایی که قابل دیدن نیستند اما می‌دانیم که وجود دارند.

نمی‌خواهم نگاهی نمادین به این قضیه داشته باشم اما از زاویه‌ای دیگر می‌توان گفت شرلی سعی می‌کرد به نوعی رابطه‌اش با همسرش را بهبود ببخشد. نقاط تاریکی درست مانند همان آلودگی‌ها، در ازدواج و رابطه آن‌ها وجود داشت که ترس از صحبت کردن در موردشان شرلی را وادار به برداشتن دستمال گردگیری و مواد شوینده می‌کرد. اگر شما هم فکر می‌کنید وسواس شستشوی شما به خاطر همین نقاط آلوده و تاریک در زندگیتان هست، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.

بر روی ترس‌هایتان تمرکز کنید

بر روی ترس‌هایتان تمرکز کنید

دقیقا چه چیزی باعث می‌شوید سراغ نظافت بروید؟ البته، ممکن است به دلیل ترس از آلودگی و به هم‌ریختگی خانه باشد، احساسی که می‌خواهید خانه‌ای تمیز و عاری از میکروب داشته باشید. اما بیایید یک قدم فراتر برویم. برای یک لحظه به «تمیز نکردن» فکر کنید. چشم‌هایتان را ببندید و فکر کنید اگر یک روز از نظافت خانه دست بکشید، چه می‌شود؟ احتمالا کمی احساس اضطراب و نفس‌تنگی خواهید کرد. اما اجازه دهید کمی در این وضعیت بمانید. با گذشت زمان از احساس اضطراب شما کاسته خواهد شد.

این تمرین را در روز با خودتان تکرار کنید و سعی کنید به این سوال پاسخ دهید که:
«اگر امروز خانه را مثل همیشه تمیز نکنم، واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
یا
«چه اشکالی دارد اگر نظافت امروز را به فردا موکول کنم و امروز کمی بیشتر استراحت کنم؟»

یک زندگی تازه را شروع کنید

شرلی ساعات نظافت را کاهش داد، آهسته آهسته و گام به گام. از پنج روز نظافت در هفته به سه روز نظافت و نهایت به نظافت آخرهفته‌ها رسید. در این میان همسرش نیز او را همراهی کرد. به هر حال مسیر زندگی آن‌ها در حال تغییر و بهبود بود. به کمک یکدیگر پروژه‌های جدیدی را شروع کردند. شرلی یک دوره کارآموزی گذراند، شغلی پیدا کرد و دوستان جدیدی یافت.

او هنوز با غرور و افتخار درباره خانه‌اش صحبت می‌کند. یک برنامه هفتگی منسجم و دقیق برای رسیدگی به کارهای خانه دارد و حالا می‌داند که اگر فرش‌ها به شستشو و قالیشویی نیاز دارند، بهتر است تا وقتی که کارهای مهم‌تر شرلی تمام نشده‌اند، منتظر بمانند.»

در پایان باید بدانید ترک وسواس شستشو اتفاقی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد. در اولین قدم باید بخواهید که وسواس را ترک کنید و در ادامه سعی کنید به صورت تدریجی با ترس و اضطرابتان از کثیف به نظر رسیدن خانه، مقابله کنید. در این میان می‌توانید از سرویس‌های متنوع شرکت‌های خدمات خانگی کمک بگیرید تا مسئولیت انجام تمام کارهای خانه بر دوش شما نباشد.

وسواس جستجو را جدی بگیرید

منبع: اسپارد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
نویسنده : chibayadbekham

در این مقاله بهتون آموزش می دهیم که چطور باکلاس و با اتیکت به نظر برسید .

آداب معاشرت یا اتیکت از جمله مواردی است که به باکلاس بودن شما کمک می کند.

وقتی به دور و برتون بیشتر توجه کنید می بینید افرادی که اتیکت رفتاری نسبتا خوبی دارند و نکات آداب معاشرتی رو به خوبی رعایت می کنند چقدر جذاب تر و باکلاس تر از سایرین به نظر می رسند.

مشخصا اگر شخصی بخواهد باکلاس تر به نظر بیاد بهش توصیه می کنم که آداب معاشرت رو به خوبی یاد بگیره اما من چند مورد مهمش رو اینجا میگم تا بتونید از این نکات استفاده کنید.

افراد باکلاس پر حرفی نمی کنند

 

چطور باکلاس باشیم؟

 

تقریبا خیلی هامون می دونیم که صحبت کردن زیادی اطرافیان رو خسته می کنه  و باعث میشه ارزش کلامتون به مرور پایین تر بیاد.

اگر توجه کرده باشید در طبیعت هم ارزش چیز هایی که کمیاب هستند خیلی بیشتر از چیز هایی است که به مقدار زیادی وجود داره.

مثلا اگر شما بخواهید سنگ یاقوت رو با سنگ ریزه هایی که توی حیاط ویلا ها می ریزند مقایسه کنید می بینید که یاقوت ارزش بسیار بالا تری نسبت به اون سنگ ریزه ها داره چون کمیاب تره ،

حالا تصور کنید که یاقوت هم مثل همین سنگ ریزه ها خیلی فراوان بود آیا باز هم انقدر ارزش پیدا می کرد؟

قطعا هرچیزی که کمتر باشه ارزش پیدا می کنه پس چه بهتر که این نکته رو توی رفتار خودمون هم در نظر بگیریم و با رعایت کردنش ارزش سخنمون رو بالا ببریم .

قطعا وقتی شما ارزشمند تر صحبت کنید شخصیت جذاب تری هم خواهید داشت و با کلاس تر هم به نظر می رسید.

 

سوالات خصوصی نپرسید

 

چطور باکلاس باشیم؟

پرسیدن سوالاتی که باعث میشه وارد حریم خصوصی دیگران بشید دیگران رو آزار میده و باعث میشه شما هم یه شخص فضول به نظر بیاید که دیگران از صحبت کردن با شما احساس خوبی نمی گیرند یا بهتره بگیم کلافه میشن.

اگر این نکته رو رعایت نکنید نمی تونید به عنوان یه فرد با کلاس  نشون داده بشید.

اما شاید یه عده ای بگن خب ما که اصلا تو کار دیگران فضولی نمی کنیم ،

هیچ وقت به صحبت های خصوصی کسی گوش نمیدیم ،

هیچ وقت از لای درب خونه بیرون رو نکاه نمی کنیم ببینیم دیگران چیکار می کنند،

خاله زنک بازی در نمیاریم و همش دنبال این باشیم ببینیم دختر اقدس خانم که با نامزدش دعواش شده بود آشتی کردن یا نه..

ولی بهتره بدونید که فقط این موارد فضولی محسوب نمیشه و همینکه شما درموضوعاتی صحبت کنید یا سوال بپرسید که اون موضوع هیچ ارتباطی با شما نداشته باشه یعنی وارد حریم خصوصی دیگران شدید و اسمش هم میتونه فضولی باشه.

مثلا : بپرسیم

کی عروسی می گیرید؟

بچه دار نشدی؟

خونه تون رو چقدر خریدین؟

چقدر اجاره میدین؟

جقدر لاغر شدی !!!!!!

چرا انقدر چاق شدی ؟

و…

 

هر وقت وسوسه شدید سوالاتی رو بپرسید که به شما ربطی نداشت یاد شخصیت های فضول توی فیلم ها بیافتید ، یه خانم فضول بود که همیشه همسایه ها و فامیل از دستش در عذاب بودن و ازش فرار می کردن، ببینید شما هم دوست دارید در جایگاه اون شخص قرار بگیرید یا در جایگاه یه شخص باکلاس و با اتیکت؟

تصمیم با خودتونه..

و هینطور اگر دیگران از شما سوالاتی پرسیدند که تجاوز به حریم خصوصی تون محسوب میشه و نخواستید به سوالاتشون جواب بدید می تونید جواب ها هوشیارانه ای بدید که در محصول بیان افراد باکلاس به خوبی در این مورد آموزش هایی داده شده و می تونید به آن ها گوش دهید.

مرتب لباس بپوشید

 

چطور باکلاس باشیم؟

اینکه میگم مرتب لباس بپوشید به این معنا نیست که حتما لباس های مارک دار و خیلی گرون بخرید ،

بلکه فقط کافیه لباس هایی که می پوشید،  تر و تمیز باشه ، اگر نیاز به اتو داره همیشه صاف و اتو کشیده باشه و حالت شلختگی نداشته باشه و کفش هاتون تمیز و واکس زده باشه..

هر چقدر هم لباس شما مارک دار و لاکشری(لاکچری) باشه و شما رفتاری خارج از آداب معاشرت داشته باشید و اتیکت رفتار رو رعایت نکنید باز هم شما یه شخص بی کلاس و خسته کننده می شوید.

آراستگی رو فراموش نکنید:

آراسته بودن خیلی در با کلاس بودن شما کمک می کنه..

یعنی همیشه تر و تمیز باشید، موهاتون شونه شده باشه ، قبل از ملاقات با دیگران در دقایق آخر باز هم موهاتون رو توی آینه چک کنید که قسمتی از اون شکسته نشده باشه یا اگر باد به موهاتون زده به نزدیک ترین سرویس بهداشتی برید و دستی به روی موهاتون بکشید.

ناخن ها تون همیشه مرتب باشه ، آقایان همیشه ناخن ها کوتاه باشه و خانم ها اگر دوست دارن کمی ناخن بلند تر بذارن باید حتما زیرش رو تمیز کنند و سوهان بکشند البته ناخن های خیلی بلند هم خیلی جذاب نیست و از اتیکت به دور است.

خانم هایی که همیشه لاک می زنند باید توجه کنند که لاک به صورت تیکه تیکه روی ناخن ها نمونده باشه یا لاک رو کاملا پاک کنید و یا اگر دوست دارید لاک بزنید تمام ناخن  لاک داشته باشه نه به صورت تیکه تیکه..

البته بهتره از رنگ های لایت تر هم استفاده کنید نه رنگ های جیغ که باعث جلب توجه دیگران میشه..

چون همونطور که در مقالات قبلی ذکر شد اتیکت و آداب معاشرت بسیار با جلب توجه کردن مخالفت می کند.

آقایان اگر ریش میذارید حتما مرتبش کنید، اگر کمی بلنده همیشه یه شونه مخصوص ریش توی جیبتون بذارید تا مرتب باشه ، دور ریشتون ، زیرو پشت گردن و اطراف موهاتون رو تمیز کنید و موهاشو کوتاه کنید .

مراقب شوخی کردن هاتون باشید

 

چطور باکلاس باشیم؟

درسته که معمولا مردم افرادی که شوخ طبع هستند رو بیشتر دوست دارند اما اگر بیشتر توجه کنید می بینید که همه این افراد هم جذابیت ندارند و فقط تعدادی از این دسته جذابیت دارند که به موقع ، با شخص مناسب و از شوخی های مناسب تری استفاده می کنند.

اما اگر می خواهید یه فرد جذاب و باکلاس باشید خیلی مراقب باشید که اولا از شوخی های مناسبی استفاده کنید نه هر نوع شوخی که نه تنها باعث خنده دیگران نمیشه بلکه بقیه رو آزار میده ،

دوم اینکه با شخص مناسبش شوخی کنید نه هرکسی ،

و سوم اینکه بیش از حد شوخی نکنید چون باعث میشه دیگران شما رو جدی نگیرند ،

و همین طور مراقب باشید که سریع با کسی صمیمی رفتار نکنید بلکه اول بشناسیدش و بعد کم کم روابط تون رو صمیمی تر کنید

با اعتماد به نفس بودن شما رو جذاب تر می کنه

 

چطور باکلاس باشیم؟

وقتی دیگران رو ملاقات می کنید سرتون رو بالا بگیرید ، محکم قدم بردارید، صاف بایستید و موقع نشستن کمرتون رو صاف کنید و سرتون رو بالا نگه داررید،

محکم و با تن صدای نسبتا بلند صحبت کنید نه با تن صدای کم و یواش..

شل و ول صحبت نکنید و با شک و تردید صحبت نکنید یعنی در مورد حرف هایی که می زنید مطمعن باشید و اگر در مورد موضوعی علم یا دانش ندارید در مورد اون موضوع صحبت نکنید تا ارزش کلامتون رو از دست ندید.

ارتباط چشمی برقرار کنید ، چون معمولا افرادی که اعتماد به نفس ندارند به سختی می تونن تماس چشمی برقرار کنند و به همین دلیل کمتربا دیگران ارتباط چشمی برقرار می کنند.

موقع دست دادن با دیگران محکم دست بدید و کمی هم دست مخاطب رو فشار بدید، البته نه به شکلی که اذیت بشه فقط جوری که کاملا دست فرد رو در دست گرفته باشید کافیه،

اما شل و ول دست دادن با دیگران باعث میشه دیگران احساس خوبی دریافت نکنند یا فکر کنند شما دوست ندارید با اون شخص ارتباط برقرار کنید.

این رفتار ها می تونه در با کلاس بودن شما بسیار تاثیر گذار باشه.

 

پیشنهاد می کنم در دوره صورتی رایگان آداب معاشرت ثبت نام کنید و درس ” نحوه ی برقرای ارتباط چشمی با دیگران” رو دریافت کنید .

افراد باکلاس هر چیزی رو به زبان نمی آورند

 

چطور باکلاس باشیم؟

از واژگان مناسب تری استفاده کنید و هر کلمه ای رو به زبون نیارید،

افراد باکلاس به خوبی از واژگان استفاده می کنند.

می تونید دایره واژگانتون رو افزایش بدید تا موقع صحبت کردن دنبال کلمه نگردید.

اگر میخواهید از ضرب المثل یا نقل قول استفاده کنید حتما از معنای اون ضرب المثل یا نقل قول اطمینان داشته باشید و مطمعن باشید که در جای مناسب ازش استفاده می کنید.

و اینکه ضرب المثل ها یا نقل قول هایی که استفاده می کنید رو به خوبی حفظ کنید تا موقعی که می خواهید ازشون استفاده کنید دست و پا نزنید و نخواین با شک و تردید و به زور کلمات رو کنار هم بچینید تا ضرب المثل رو به شخص مقابلتون انتقال بدید.

 

 

و در آخر اینکه ،

ارتباط موثر رو به خوبی یاد بگیرید

 

چطور باکلاس باشیم؟

وقتی به خوبی بلد باشید با دیگران ارتباط برقرار کنید خیلی کارتون راحت تر میشه ، افراد با کلاس هم بهتر ارتباط موثر برقرار می کنند.

بدونید با هر کسی چطور رفتار کنید، چون مدل های شخصیتی آدم ها با هم فرق می کنه و با هر کسی باید متناسب با مدل شخصیتی خودش باهاش رفتار کرد.

مثلا بعضی ها اگر بغلشون کنی خیلی احساس خوبی می گیرند ولی بعضیا به هیچ وجه دوست ندارن زیاد لمس بشن و از بغل کردن خوششون نمیاد

یا بعضی از آدم ها کار براشون اولویت بیشتری توی زندگی داره و بعضی ها تفریح و اگر دنیای مطلوب هر کسی رو بشناسید بهتر می تونید باهاشون ارتباط برقرار کنید.

و علاوه بر این ها در ارتباط موثر به خوبی یاد می گیرید چطور با مخاطب تون ارتباط چشمی برقرار کنید تا نشون بدید بهش توجه می کنید .

چطور احوالپرسی کنید،

چطور سر صحبت رو با دیگران باز کنید

و همه موارد مورد نیاز برای برقرار کردن یک ارتباط موثر با دیگران رو یاد بگیرید تا بتونید بیشتر بدرخشید.

مثل حرفه ای ها رفتار کنید..

منبع: آداب معاشرت

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : سه‌شنبه 31 فروردین 1400
نویسنده : chibayadbekham

مشکل مردم در ساکت کردن صدای درونی این است که هنوز تصور دارند با صدای درونی یکی هستند. حتی وقتی به مردم گفته میشود که صدای درونی خود را ساکت کنند، سعی دارند که برای ساکت کردن درون خود، مثلا با همان صدا، مکررا به خود بگویند :”من دیگه به چیزی فکر نمیکنم ! سکوت….سکوت…”، در حالیکه دوباره خودِ همین صدا، غریبه و جنایتکار اصلی و بزرگترین دشمن در تمام زندگی شما بوده است که دوباره با حرف زدن درونی با هدف ظاهرا موجه ساکت کردن درونتان، شما را سر کار گذاشته ! خون را نمیتوان با خون شست ! فکر را نمیتوان با فکری جدید ساکت کرد ! باید با هوشیاری به اینکه ذاتا این صدا نیستید، آنرا متوقف کنید. صدایی درونی که با خود حرف میزند و شما فکر میکنید همان صدا شمایید، در همه این سالها شنونده ای داشته که در حقیقت شما همان شنونده هستید ! نه خودِ صدا !

زمانی که عمیقا متوجه شوید که شما این صدای درونی نیستید، آنجاست که بزرگترین گام در تمام زندگی خود را برداشته اید و پس از آن قول میدهم تمام زندگیتان به جریان می افتد در تمام ابعاد خود. ساکت کردن صدای درونی نیاز به تلاش یا تمرکز و غیره ندارد ! فقط کافیست این حقیقت بدیهی را که همیشه در مقابل چشمانتان بوده و خواهد بود، در همین لحظه یا نهایتا برای مدتی، در مدیتیشن و تمارین مشابه، ببینید و نظاره گر شوید که شما ذاتا این صدا نیستید ! بلکه شما ناظر و حضوری آرام و در اوج پایداری و سکون هستید که تمام این صداها یا افکار و…درون آن رخ میدهد. وقتی به این حقیقت آگاه شوید، دیگر غیر ممکن است ثانیه ای باشد که در اوج آرامش سپری نشود. و تمام زندگی شما متحول میشود.

 

منبع: وبسایت قدرت نامحدود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران